تبليغاتX
هـــمــدلـی

هـــمـدلـی از هــمز بانـی بهـتر است

 
 
مزامیر را از قفس رها کن
موضوع : |


مزامیر را از قفس‌‌‌‌ رها کن

 

گلویت

 پروازگاه پرندگان اساطیر است

هنگام که می‌خوانی.

 

ابروانت

بال‌های گشادهی عقابی وحشی

بر بلندای قله‌ی رؤیاهای مردی عاشق.

 

و چشمانت

یک بیت پرندهی دورپرواز

در سپهر جانی شعله‌ور.

*

مزامیر را از قفس‌‌‌‌ رها کن

پیش از آنکه جهان به تمامی

گستره‌ی آواز تاریک جغد شود.

 

خروش چیزی نیست که خراش گلوی تو را بشاید

اینجا که از دیوارهای بلند ناشنوایی

 تنها صدای انفجارهای مهیب را می‌توان عبور داد.

 

سرودی شادمانه در گوش من فروخوان

اینگونه که تو

تنها بازمانده‌ی نسل پیامبران ایمان و امیدی.

*

مزامیر را از قفس‌‌‌‌ رها کن

تا پرندگان اساطیر

آزادی را از گلوی تو آغاز کنند

و یک بیت پرنده‌ی دورپرواز

چونان عقابی وحشی

ابروانت را عاشقانه‌ترین چشم‌انداز کنند.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : سه شنبه 16 اسفند1390
زمان : 7
نامه‌ی هفتگی بخوان؛ آزمون آزادی بیان
موضوع : | | ادامه مطلب...



نامه‌ی هفتگی بخوان؛ آزمون آزادی بیان

 

 «نامه‌ی هفتگی بخوان» با صاحب امتیازی شجاع حسین محسنی و مدیر مسؤولی سید زکریا راحل و با قلمفرسایی نویسندگانی همچون سید آقا موسوی‌نژاد، حسینی مدنی، نذیر احمد محسنی، سید علی راحل، سید علی حسینی (احسان)، علی اکبر عماد، مهدی غزنوی و مریم غزنوی، تنها تا ۳۸ شماره توفیق انتشار یافت.

 «بخوان» نشریه‌ای مستقل و غیر وابسته بود و با هزینه‌ی شخصی گردانندگان آن منتشر می‌شد و دقیقا به همین دلیل که به سازمانی، حزبی، سفارتخانه‌ای، مافیایی، کسی و کشوری وابسته نبود؛ می‌توانست همه‌ی آن‌هایی را که برای این سرزمین و حتا برای همه‌ی دنیای ما چالش آفریده‌اند؛ به چالش بکشد. به همین جهت حق «بخوان» بود که با تهدید و ارعاب و هشدار و به صدا در آمدن همزمان زنگ‌های خطر از سوی همه‌ی مرزبانان دروغ و دنائت، بر سر جای خود نشانده شود.

 «بخوان» نشریه‌ای نیرومند و تأثیرگذار بود. این را از آنجا می‌گویم که انتشار آن تا ۳۸ شماره، مایه‌ی هول و هراس همه‌ی قدرتمندانی شد که کرسی آزادی بیان را تنها برای کسانی خالی گذاشته‌اند که چیزی برای بیان کردن ندارند: نشریات زرد!

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : پنجشنبه 20 بهمن1390
زمان : 10
روسیه در پناه ایران؛ یا ایران در پناه روسیه؟
موضوع : | | ادامه مطلب...



روسیه در پناه ایران؛ یا ایران در پناه روسیه؟

 

بعد از فروپاشی دولت عثمانی در جنگ جهانی اول و تشکیل دولت اسرائیل از دهه‌ی ۱۹۵۰ تاکنون، غالب دولت‌های خاور میانه‌ای و به ویژه مصر و تونس، تأمین کننده‌ی منافع و سیاست‌های آمریکا و غرب بوده و در این مدت، اوضاع سیاسی در این منطقه‌ی بسیار مهم و حیاط خلوت حیاتی غرب، که گرانیگاه ذخایر انرژی و گذرگاه استراتژیک منافع قدرت‌های غربی به شمار می‌رود؛ به ضرر اعراب و مسلمانان بوده است؛ اما اکنون و به دنبال بیداری اسلامی در خاور میانه و شمال آفریقا، این توازن، در حال فروپاشی است و بیلانس استراتژیک در این منطقه را به زیان اسرائیل و آمریکا دگرگون کرده است. پرواضح است که در صحنه‌ی بین المللی هرکدام از قدرت‌هایی مثل روسیه، چین و ایران به تناسب جایگاه و وزنه‌ی بین المللی خود، با استفاده از این فرصت، در پی شناسایی و شکار منافع استراتژیک خود هستند. در این مجال که امکان بررسی جایگاه هرکدام از این قدرت‌ها در معادلات منطقه‌ای خاور میانه وجود ندارد؛ تنها با نگاهی به هم‌آغوشی سیاسی ایران و روسیه بسنده می‌کنیم.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : یکشنبه 2 بهمن1390
زمان : 15
انسان
موضوع : |


12.00

انسان

 

از کنار یکدیگر می‌گذریم با دیواری در میان و لبخندی بر لب:

سلام!

از کنار یکدیگر می‌گذریم با کوهی در میان و لبخندی بر لب:

بدرود!

***

انسان، مرز درون خویش است

کوهواره‌ای رازناک:

آکنده از هزار نیمه‌ی پنهان

آتشفشانی خاموش:

لبریز از شعله‌های درون

***

از کنار یکدیگر می‌گذریم: سلام!

از کنار یکدیگر می‌گذریم: بدرود!

با لبخندی بر لب و اندوه‌هایی در درون

از کنار یکدیگر می‌گذریم

کوهی در میان.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : پنجشنبه 29 دی1390
زمان : 16
سوریه؛ مدیریت بیرونی بحران درونی
موضوع : | | ادامه مطلب...



سوریه؛ مدیریت بیرونی بحران درونی


سوریه همانند تمامی کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا، قلم‌رو نظام سیاسی اقتدارگراست و مردم این کشور، در مدت حاکمیت چنددهه‌ای خاندان اسد، فشارهای امنیتی سنگینی را تحمل کرده‌اند. این درحالی است که جهان در قرن ۲۱ تجربه‌های زیاد و قابل توجهی از حاکمیت نظام‌های مردم‌سالار را پذیرفته و به حکومت‌های اقتدارگرا با رویکرد دیکتاتوری میلیتاریستی، نمی‌توانند روی خوشی نشان دهند؛ با این وجود، پرسش این است که آیا آنچه در سوریه جریان دارد، اعتراضات دموکراسی‌طلبانه‌ی مردمانی است که دیگر حاضر به قبول سلطه و سیطره‌ی نظام اقتدارگرایی همانند ریاست جمهوری بشار اسد نیستند؟

پاسخ این پرسش را در مراحل بعدی این نوشتار مورد بازکاوی و واشکافی قرار خواهیم داد؛ اما در اینجا توجه به یک نکته‌ی بسیار مهم در باب تحولات سوریه حایز اهمیت فراوان است؛ و آن اینکه نباید فراموش کنیم که شورش‌ها در سوریه دارای دو بُعد ناهمگون و ناهمخون است: از این دو یکی بُعد بیداری و مبارزه‌ی ضد دیکتاتوری است که همزمان با سایر خیزش‌های عربی، در سوریه نیز تب و تاب جدی و غیر قابل بازگشت به آرامش پیش از توفان در این کشور را از سر می‌گذراند. چیزی که حتا نظام‌های حامی سوریه، همانند جمهوری اسلامی ایران، آن را پذیرفته است و رژیم اسد را تشویق به ایجاد اصلاحات در ساختار سیاسی کشور کرده؛ وخود بشار اسد نیز دریافته است که ادامه‌ی حیات سیاسی او به عنوان رئیس جمهور سوریه و نیز نقش‌آفرینی وی در روزگار پس از برکناری یا کناره گیری از قدرت، وابسته به اصلاحاتی است که بایستی در چگونگی مدیریت سیاسی سوریه ایجاد نماید.

نگاه به تحولات جاری در سوریه از این منظر، ریشه‌های آن را به الگوگیری از سایر قیام‌ها و انقلاب‌های عربی در کشورهایی همچون تونس، مصر، لیبی، بحرین و یمن ـ که غالبا سرنوشت استراتژیک و ژئوپولیتیک مشترک با سوریه دارند ـ برمی‌گرداند. به بیان دیگر، وقوع انقلاب‌های گسترده‌ی مردمی در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا و به برگ و بار رسیدن بخشی از این خیزش‌ها با سقوط حاکمان مستبد و غیر مردمی آن‌ها، حس بیداری سیاسی در مردم این کشور و الزاما با شورش‌گری در برابر نظام حاکم بر سوریه را نیز برانگیخته و مردم را برای عرضه‌ی مطالبات مدنی و سیاسی خود به میدان مبارزات سیاسی همراه با خشونت کشانده است.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : یکشنبه 11 دی1390
زمان : 14
بن دوم؛ بن‌مایه‌های تکراری
موضوع : | | ادامه مطلب...



بن دوم؛ بن‌مایه‌های تکراری


اجلاس دوم بن در فاصله‌ی ده ساله از اجلاس اول آن، در شرایطی برگزار شد که افغانستان ده سال تجربه‌ی حکومت‌داری برآمده از اجماع و توافق جهانی در نشست بن اول را پشت سر گذاشته و در حوزه‌ی مدیریت کلان سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور، تجارب ناموفقی را به عنوان برآیندهای ساختار سیاسی برآمده از نشست بن اول، در دومین اجلاس آن پیشکش کرد.

از این جهت آنچه در بن دوم مهم و تأمل برانگیز است این است که نتایج بن اول که آمیزه‌ای از شکست‌های سنگین و پیروزی‌های اندک در مدیریت کلان افغانستان است، مورد آسیب‌شناسی شرکت کنندگان بین المللی این اجلاس قرار نگرفت. اینکه چرا «فرودهای» راه ده ساله‌ی حکومت‌داری در افغانستان، بیشتر از «فرازهای» آن بوده است و بریده از تعارفات متعارف در تعاملات تشریفاتی سیاسی، چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار دوباره و چندباره‌ی این «فرود‌ها» وجود دارد، عزم جدی عمومی در کلیت فضای اجلاس وجود نداشت. ظاهرا جامعه‌ی جهانی، برخلاف انتظارات مردم و سیاست‌ورزان افغانستان، در پی آن نیستند که افغانستان به ثبات و پیشرفتی دست یابد که نتیجه‌ی قطعی و الزامی آن خروج جهان از افغانستان و واگذاری این سرزمین به نیروهای سیاسی و امنیتی داخلی است. با این حساب، بن دوم تنها نمایش سیاسی و رسانه‌ای همگرایی جهانی برای افغانستان بود؛ یعنی‌‌‌‌ همان چیزی که دقیقا گام به گام با خواست‌ها و منافع جهانی از حضور در افغانستان دنبال می‌شود و در این می‌ان، چیزی به نام منافع افغانستان و نیازهای این کشور به بازسازی و امنیت، نه در دستور کار جدی کشورهای حامی دولت به رهبری حامد کرزی قرار دارد و نه دولت افغانستان در ده سال گذشته، دستاورد چشمگیر و قابل توجهی برای ارائه به این نشست داشته است تا مایه‌ی دلگرمی این کشور‌ها برای ادامه‌ی حمایت مؤثر از افغانستان شود. اگرچه از این حقیقت نیز نمی‌توان چشم پوشید که بخش عمده‌ی ناکامی و ناتوانی‌های دولت محصول بن اول در افغانستان، برخاسته از سیاست‌های چندگانه و ناهماهنگی‌های غیر صادقانه‌ی جامعه‌ی جهانی برای حمایت از افغانستان در تمامی حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بوده است.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : شنبه 19 آذر1390
زمان : 10
عاشورا؛ مبنا و معنای حیات
موضوع : | | ادامه مطلب...


12.00

عاشورا؛ مبنا و معنای حیات

 

عاشورا فصل بازاندیشی حیات است و برخلاف این باور که عاشورا را با مرگ و نابودی گره‌خورده می‌پندارد؛ این زندگی است که خود را در هیئتی دیگر و با آرایه و پیرایه‌ای تازه و با تار و پودی از جنسی دیگر می‌نمایاند. عاشورا نمایش زندگی با بازی‌گرانی هدفمند برای قدسیت‌ بخشیدن به حیات و جهت‌دهی آن در سمت و سویی ارزشی و متعالی است. عاشورا تمرین مرگ نیست؛ بازیابی معنای حیات در تمامی ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن است که تنها با مرگ‌آگاهی و مرگ آگاهانه و انتخاب شده‌ی زنده‌ترین و بیدار‌ترین وجدان‌های آگاه و آزاد نسل انسان در همه‌ی تاریخ، صورت می‌-بندد.

این برای آن است که مردگان، نه قادر به درک طعم و معنای زندگی‌اند و نه توانایی مواجهه با مرگ را دارند. جامعه‌ای که بار سنگین و توان‌فرسا و صبرسوز ستم‌بارگی‌های لگام‌گسیخته‌ی حاکمیت استبداد را چونان محکوم ازلی خدایان خشم و خشونت، بر شانه‌های شکسته‌ی خود برمی‌تابد؛ جامعه‌ای زنده نیست؛ زیرا زندگی، نه به عنوان ویژگی‌های بالینی حیات؛ بلکه به عنوان موهبتی آسمانی و خدادادی، که در سایه‌ی عزت و آزادی انسان از اسارت استبداد و تفرعن خدایان زمین، عینیت واقعی می‌یابد، غیر از زبونی در برابر کسانی است که با سلب حقوق حیاتی او به بهره‌کشی سیاسی و اقتصادی از او می‌-پردازند.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : جمعه 11 آذر1390
زمان : 15
سیاست علوی؛ آرمان­شهر عینی اسطوره‌های انتزاعی
موضوع : | | ادامه مطلب...


12.00

سیاست علوی؛ آرمان‌شهر عینی اسطوره‌های انتزاعی

 

سیاست، تداعی کننده‌ی جنایاتی همانند دروغ و ددمنشی و خون‌ریزی و غارت و خیانت است؛ و به راستی که از سیاست‌ورزان، چیزی غیر از این فجایع ضد انسانی و اخلاقی نیز چیزی صادر نشده است؛ اما بریده از باورهای دینی و ایدئولوژیک و با توجه به اینکه از میان تمامی امامان معصوم ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ تنها امام علی (ع) به قدرت و حکومت دست یافته است؛ شیوه‌ی حکومت‌داری و سیاست‌ورزی او به عنوان واقعیتی انکارناپذیر تاریخی و الگوی عینی دارای قابلیت اجرایی، تنها نقطه‌ی درخشان تاریخ در مدیریت سیاسی و رهبری معنوی و اقتصادی جامعه است که به ویژه برای سیاست-گران معاصر می‌تواند به عنوان یک الگوی زمام‌داری مردم‌مدار مطرح باشد.

در یک نگرش فشرده به شیوه‌های حکومتی و مکانیزم‌های به کار گرفته شده در سیاست علوی، امور و موارد زیر که نمونه‌ی هیچ‌کدام آن را در هیچ‌یک از تجارب حکومتی دنیا نمی‌توان یافت، فرادست می‌آید:

۱.         راست‌گویی به مردم

شهسوار آفرینش، علی ابن ابی طالب (ع)، در نخستین روز حکومت خود، سلوک سیاسی خویش را با صراحت و صداقت بی‌نظیر که مغایر با گفتمان دیپلماسی دروغ امروز است، اینگونه اعلام فرمود:

 «... ذمتی بما اقول رهینة، و انا به زعیم... والله ما کتمت وشمة و لا کذبت کذبة: پیمان من در گرو چیزی است که می‌گویم و خود به درستی گفتارم متعهد و متکلفم... به خدا سوگند هرگز به اندازه‌ی چیزی اندک، حقیقت را پنهان نکرده‌ام و دروغی بر زبان نیاورده‌ام

همچنین حضرت در جایی دیگر می‌فرماید: «لَوْلاَ التُّقی لَکُنْتُ اَدهَی العَرَبِ»: اگر تقوای الهی مانعم نبود از همه‌ی اعراب، زیرک‌تر و سیاست‌مدار‌تر بودم. و یا می‌فرماید: «یا اَیُّهَا النّاسُ لَوْلا کَراهِیَّةُ الغَدْرِ، کُنْتُ مِنْ اَدْهَی النّاسِ: ‌ای مردم! اگر زشتی نیرنگ نبود، من از همه‌ی مردم زیرک‌تر بودم. (نهج البلاغه، خطبه‌ی ۲۰۰)

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : شنبه 21 آبان1390
زمان : 9
لیبیای پساقذافی
موضوع : | | ادامه مطلب...



لیبیای پساقذافی

 

قتل معمر قذافی، دیکتاتور 69 ساله‌ی لیبیا توسط انقلابیون لیبیایی، آغاز دور تازه‌ای از تحولات سیاسی در این کشور شمال آفریقاست و پس از این، ضمن آن‌که افق جدیدی در فضای سیاسی لیبیا پس از 42 سال حاکمیت استبدادی و استئثاری قذافی بر این سرزمین گشوده می‌شود، فراز و فرودهای پردست‌اندازی در مسیر سیاست و حاکمیت این کشور رخ خواهد نمود که نمودارهای آن از همین اکنون در پاره‌ای از موارد، قابل اندازه‌گیری است.

تنها 72 ساعت پس از مرگ قذافی بود که انتقام‌گیری‌های دسته‌جمعی و سازمان‌یافته در لیبیا آغاز شد. کشتارهایی که در فاصله‌ی زمانی بسیار کوتاه از مرگ قذافی صورت گرفت، پرصداترین زنگ هشداری بود که در بیخ گوش انقلاب تازه به پیروزی رسیده‌ی لیبیا به صدا درآمد. قربانیان این کشتارها اگرچه طرف‌داران قذافی بودند؛ اما این به تنهایی واگویه‌ی تلخ و دردناک سرنوشت شبیه به هم همه‌ی انقلاب‌هایی است که پس از پیروزی، رنگ و بوی تسویه‌حساب‌های شخصی و قومی را به خود می‌گیرند. این ویژگی، مخصوصا در کشورهایی بیش‌تر تبارز می‌یابد که ساختار و بافتار اجتماعی آن‌ها مبتنی بر مکانیزم‌ها و رویکردهای غالب قومی و قبیله‌ای است.

از جانبی نیز لیبیا در میان تمامی کشورهای عربی خاور میانه و شمال آفریقا، به دلیل عصبیت خاص دیکتاتور معدوم آن ـ معمر قذافی ـ نسبت به حفظ هنجارهای قبیله‌ای، بیش‌تر از دیگران با شناسنامه‌ی ملی و بین‌المللی قبیله‌گرایی شناخته می‌شود و این شاخصه‌ی اجتماعی در لیبیا به نسبت، پررنگ‌تر از همگنان آن در شمال آفریقاست.

افزون بر این موارد، هشدارهایی که از آدرس سیف‌الاسلام قذافی، پسر متواری معمر قذافی، به انقلابیون لیبیایی، مبنی بر به راه انداختن حمام خون صادر شده است؛ اگرچه شاید به دلیل شکست‌خوردگی مطلق خاندان قذافی، برخوردار از پشتوانه‌ی جدیتی ترس‌ناک نباشد؛ اما در همه حال، دست‌کم به عنوان یک چالش مخاطره‌آمیز، ممکن است انقلاب تازه پیروزشده‌ی لیبیا را از دستاوردهای خود دور سازد یا آن را در وضعیتی قرار دهد که دست‌رسی مردم لیبیا به ایجابات اولیه‌ی زندگی جمعی، همانند امنیت عمومی را برای مدتی با دشواری مواجه سازد. قبایل آمازیق، طوارق، تبو و القذاذفه که وابستگان قبیله‌ای دیکتاتور معدوم شمرده می‌شوند، بیش از دیگران، برای آینده‌ی لیبیا خطرساز خواهند بود.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : شنبه 7 آبان1390
زمان : 8
سقوط سرمایه‌داری لیبرال در گرداب وال‌استریت
موضوع : | | ادامه مطلب...



سقوط سرمایه‌داری لیبرال در گرداب وال‌استریت

 

جنبش وال استریت، با سرعت شگفت‌انگیزی در عرض کمتر از یک ماه تقریبا سراسر دنیا را فراگرفت. از روز چهارشنبه، ششم اکتوبر که معترضان غالبا جوان، با حضور در میدان «مک‌فرسون» واشنگتن پایتخت آمریکا در برابر وضعیت کنونی اقتصادی و سیاسی آمریکا، سیاست‌های مالی شرکت‌های سهامی بانک‌ها و تسلط آن‌ها بر سیاست‌مداران اعتراض کردند؛ این جنبش به دست‌کم ۹۵۰ شهر هشتاد و دو کشور جهان گسترش یافته است.

این تظاهرات توسط مردم قاره‌های آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، آفریقا، آسیا و اقیانوسیه جریان دارد. در آمریکا علاوه بر نیویارک، مردم شهرهای «آلاسکا»، «واشنگتن»، «دنور»، «سیاتل» و «سان دیه گو» به حمایت از جنبش «اشغال وال‌استریت» تظاهرات کردند. پلاکاردهایی که تظاهرات کنندگان حمل می‌کنند، بازگوکننده‌ی «جنگ طبقاتی»، و «انقلاب در آمریکا» است.

در پایتخت‌ها و شهرهای بسیاری از کشورهای اروپایی نیز علیه نابرابری و نظام سرمایه‌داری تظاهرات برگزار شد، که بزرگ‌ترین آن‌ها لندن، بروکسل، فرانکفورت، وین، سالزبورگ، رم و مادرید گزارش شده‌اند. در اسپانیا علاوه بر مادرید، در ۶۰ شهر دیگر این کشور نیز تظاهرات ضد سرمایه-داری برگزار شد.

از آنجا که شرکت کنندگان در این جنبش اعتقاد دارند ثروت ۹۹ درصد از مردم را یک درصد از جامعه در اختیار دارند و زندگی سیاسی و اقتصادی بقیه‌ی مردم را در دست گرفته‌اند، به این جنبش ۹۹ درصدی‌ها نیز گفته می‌شود.

در همین حال، معترضان آمریکایی که در نزدیکی منطقه‌ی تجاری نیویارک تجمع کرده‌اند، تظاهرات وال‌استریت را یک جنبش صرفا اعتراضی ندانسته و آن را نماد بیداری آمریکا قلمداد می‌کنند.

اخیرا فلمی از اعتراضات مردمی موسوم به جنبش اشغال وال‌استریت در نیویارک منتشر شده که معترضان آمریکایی در آن شعار می‌دهند: «یکی از مهم‌ترین اتفاقات قرن در حال رخ دادن است. این یک جنبش نیست؛ بلکه این یک بیداری است

این شعار، برای دستگاه سیاسی و اقتصادی آمریکا به مراتب خطرناک‌تر و نگران کننده‌تر از نفس شکل گیری جریان وال‌استریت است؛ زیرا تصریح معترضان به بیداری بودن موجی که اکنون در رسانه‌های همگانی جهان به جنبش وال‌استریت موسوم شده‌است؛ بیان‌گر طبیعی و دوام‌دار بودن این حرکت و جنبایی و ناایستایی آن در گذر زمان است. به بیان دیگر، این حرکت دارای اهداف و برنامه‌هایی‌است که با آگاهی از شرایط موجود حاکم بر فضای سیاسی و اقتصادی آمریکا شکل گرفته و از آن جهت که عاری از مؤلفه‌های هیجانی مقطعی و متأثر از درک درست و عقلانی اوضاع غیر قابل تحمل برآمده از بی‌عدالتی کاپیتالیستی‌است؛ تا تحقق تمامی اهداف خود به پیش خواهد رفت.

در این میان سیاست‌هایی که ممکن است با شتاب‌زدگی و برای مهار این خیزش فزاینده و گسترنده از سوی سیاست‌ورزان غربی تجویز شود؛ با توجه به حجم اعتراضات و مطالبات معترضان و فراگیری تقریبا جهانی آن، کارگر نخواهد افتاد.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : پنجشنبه 28 مهر1390
زمان : 14
:: مزامیر را از قفس رها کن
:: نامه‌ی هفتگی بخوان؛ آزمون آزادی بیان
:: روسیه در پناه ایران؛ یا ایران در پناه روسیه؟
:: انسان
:: سوریه؛ مدیریت بیرونی بحران درونی
:: بن دوم؛ بن‌مایه‌های تکراری
:: عاشورا؛ مبنا و معنای حیات
:: سیاست علوی؛ آرمان­شهر عینی اسطوره‌های انتزاعی
:: لیبیای پساقذافی
:: سقوط سرمایه‌داری لیبرال در گرداب وال‌استریت
:: مواد مخدر؛‌ ابزار هژمونی آمریکا
:: تسخیر وال استریت؛ زوال قرن آمریکایی
:: حکومت با طعم کرزی
:: خانه‌ی ملت را به قصد خانه‌های خودتان ترک کنید
:: افغانستان؛ از فراز «هارتلند» تا فرود «بالکانیزاسیون»


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب